باید موانع را در مسیر خود شکست
همه يك روز به بن بست مي رسند . تنها تفاوت در اين است كه بعضي ها زودتر مي رسند و بعضي ها ديرتر يعني مسير رسيدن آنها به ديواري كه سد راهشان شده است با هم فرق دارد ، طول مسير متفاوت است و علاوه بر آن ارتفاع ديواري كه راهشان را سد كرده است هم با يكديگر فرق دارد براي بعضي ها بلندتر است و براي ديگران شايد كوتاه تر . اما آنچه كه مهم است اين است كه وجود دارد اين بن بست وجود دارد و ما هم يك روزي مجبور به رد كردن يا نكردن اين ديوار بن بستيم . بعضي ها از ديوار رد مي شوند و بعضي هاي ديگر پشت آن مي مانند آنقدر كه همان جا تمام مي شوند و ديگر هيچ چيزي از آنها باقي نمي ماند . تعدد بن بست ها نشانه رفتن بيشتر است هر چه مسيرت طولاني تر باشد به بن بست بيشتري مي رسي و هر چه مسير كوتاه تر باشد تعداد آنها كمتر است .
تمام ديوارهاي جهان يك روزي فرو مي ريزند و از هم پاشيده مي شوند اما اين بدان معنا نيست كه ديگر بن بستي وجود ندارد بلكه بن بست ها هميشه پابرجايند و هيچ گاه هم از بين نمي روند چون زاييده ی خود ما هستند اين ماييم كه بن بست مي آفرينيم بي آنكه خودمان هم بدانيم و بعد بيهوده سعي مي كنيم آنها را خراب كنيم و از بين ببريم . گاهي چنان محصور اين بن بست ها مي شويم كه مسير ها را از ياد مي بريم و تمام انرژي مان را صرف از بين بردن ديوارها مي كنيم بي آنكه براي ادامه مسير رمقي داشته باشيم بعد كه به خود مي آييم مي بينيم تمام شده ايم ….. يعني پوچ …. تهي …. درست مثل چيزي كه هرگز نبوده …. نيست … و نخواهد بود
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آبان ۱۳۸۷ ساعت 9:8 توسط معصومه حسین بیگی
|