بهار را باور کن
پیشاپیش سال جدید را به تمام شما دانشآموزان عزیزم و خانوادهی محترمتان و همکاران گرامی تبریک عرض مینمایم. امیدوارم سالی بدون نگرانی و با آرامش را آغاز کنید. موفقیت تمام شما عزیزان در سال جدید آرزوی من است.
شعر "بهار را باور کن" فریدون مشیری رو براتون انتخاب کردم هرچند ممکنه تکراری باشه ولی ارزش بار دیگر خوندن رو داره.
باز کن پنجره را، که نسیم
روز میلاد اقاقیها را جشن میگیرد
و بهار
روی هر شاخه، کنار هر برگ
شمع روشن کردهست.
همه چلچله ها برگشتند
و طراوت را فریاد زدند
کوچه یکپارچه آواز شدهست
و درخت گیلاس
هدیهی جشن اقاقیها را
گل به دامن کردهست.
باز کن پنجره ها را، ای دوست
هیچ یادت هست
که زمین را عطشی وحشی سوخت؟
برگها پژمردند؟
تشنگی با جگر خاک چه کرد؟
هیچ یادت هست؟
توی تاریکی شبهای بلند
سیلی سرما با تاک چه کرد؟
با سر و سینهی گلهای سپید
نیمه شب باد غضبناک چه کرد؟
هیچ یادت هست؟
حالیا معجزه باران را باور کن
و سخاوت را در چشم چمنزار ببین
و محبت را در روح نسیم
که در این کوچهی تنگ
با همین دست تهی
روز میلاد اقاقیها را
جشن میگیرد!
خاک جان یافته است
تو چرا سنگ شدی؟
تو چرا اینهمه دلتنگ شدی؟
باز کن پنجرهها را
و بهاران را
باور کن