اعجاز عدد اول 19 در قرآن

جمله "بسم الله الرحمن الرحيم" 19 حرف   است، و درقرآن آمده نگهبانان جهنم 19 فرشته هستند و هر کس که بگويد قرآن سخن انسان است خداوند او را وارد جهنمي مي کند که 19 فرشته نگهبان آن هستند.
 ما ميدانيم که عدد 19 عدد اول  ( prime number ) است. عدد اول عدد ي است که فقط بر خودش و بر يک قابل تقسيم باشد.
با يک ماشين حساب کوچک به نتيجه‌ا ي می رسيد که شما هم ميتوانيد آن را امتحان کنيد. شماره هر سوره را با تعداد آيات آن بصورت زير جمع کنید:
جمع تعداد   آيه   شماره سوره
زوج       8 = 7 + 1 سوره ی حمد
زوج288 = 286+ 2 سوره بقره
فرد 203 = 200+ 3  سوره ی آل عمران
زوج180  = 176+ ۴ سوره نساء
فرد 125 = 120+ 5 سوره المائده
...     ...     ...     ...
...      ...    ...     ...
زوج 118 = ۵ + 113
زوج 120 = 6 + 114
جمع زوج ها  جمع فردها  جمع آيه ها   جمع سوره ها
6236          6555            6236   6555    

قابل توجه است که تعداد زوج‌ها 57 عدد و فردها نيز به همان تعداد يعني 57 عدد ميباشد که اين خود به تنهائي يک معجزه است.
اما معجزه ديگر اينست که اگر حاصل جمع‌هاي زوج را با هم جمع کنيم 6236 بدست مي ‌آيد که مساوي است با تعداد کل آيه‌ها ي قرآن.
و معجزه ديگر اينکه اگر حاصل جمع‌هاي فرد را با هم جمع کنيم 6555 بدست ميايد که مساوي است با جمع کل شماره سوره‌ها ي قرآن.

و معجزه ديگر اينکه اگر رقم‌هاي 6555 را با رقم‌هاي 6236 جمع کنيم، عدد 38 بدست مي آيد که خود ضريب 19 است.          
همانطور که تعداد سوره‌هاي قرآن ضريب 19 است:   6 ضربدر  19 برابر با 144 است.
لطفا توجه کنيد که اگر تعداد آيه‌ها ي قرآن را کم يا زياد کنيم يا فقط جاي سوره‌ها را با هم عوض کنيم
ديگر چنين روابطي وجود نخواهد داشت،
 
و اين نشان دهنده اينست که تعداد آيات قرآن همين اندازه و ترتيب سوره‌ها نيز به همين ترتيب بوده و در نتيجه قرآن نميتواند کار دست انسان باشد.

شما نیز می توانید موارد دیگری از این اعجاز را پیدا و برای دیگر دوستانتان بنویسید.

نتیجه ی آزمون مبنا

با توجه به این که منتظر نتیجه آزمون مبنا روز دوشنبه هستید، برترین های کلاس را اعلام میکنم:

در کلاس دوم ۱ خانم ها: قرآنی ، فرهنگی ، شاه مرادی ، مدنی ، بهنود ، افشارفرد ، حسین زاده ، ستایش ، شهریاری ، میربها ، اسکندری ، کامیار راد  و  لطفی . و در ضمن میانگین نمرات گروه خانم ها ویسه و نادری در بین گروه ها بهتر بوده است.

در کلاس دوم ۲ خانم ها: سعیدی نیا ، اسدی ، باقرپور ، صمیمی ، آخونیلی ، تاتار ، نجف زاده ، کاشفی ، حسینی ، حیدری،شامحمدی ، محمدعلیزاده ، نازیاب ، ولیعهدی ، میرالی ، مرادخانی ، احمدی ، باغستانی ، تیربند ، زرندی و  نعیمی. و در ضمن میانگین نمرات گروه خانم ها سعیدی نیا  و محمد علیزاده در بین گروه ها بهتر بوده است.

و به تلاش دانش آموزان  : احدی ، طباطبایی و  ورشوساز  از کلاس دوم ۱ و معظمی  و رضوی از کلاس دوم ۲ آفرین میگم .

امیدوارم در امتحانات بعدی اسامی همه ی دانش آموزان در اینجا دیده شود.

پاسخ سؤالات امتیازی

سؤال اول:از مقایسه اعداد با مقلوب آن ها نتیجه میگیریم :اختلاف هر عدد با مقلوبش مضرب ۹ می شود پس اختلاف سن علی از مقلوبش باید مضرب ۹ باشد پس عدد اختلاف ۳۶ بوده که یکان آن ۶ پس دهگان آن ۳ می باشد.

سؤال دوم:پاسخ سؤال فقط دو احتمال دارد: ۶ و ۶ و ۲ که دختران گلم ندا جان از کلاس سوم  و فرناز جان از کلاس دوم پاسخ داده بودند ولی به این توجه نکرده بود ند که فرزند بزرگش کامپیوتر (نه فرزندان بزرگش)دوست ندارد. به هر حال از ندا و فرناز تشکر می کنم تشکر می کنم . و احتمال دوم ۸ و ۳ و ۳ می باشد که پاسخ درست است و سعیده جان از کلاس دوم پاسخ درست را پیدا کرده موفق باشی سعیده جان . در ضمن یکی از دانش آموزان مدرسه فرزانگان نیز پاسخ درست را پیدا کرده بود

 

دکارت

رنه دکارت( Rene Decartes)، فیلسوف، ریاضیدان و فیزیکدان بزرگ عصر رنسانس در روز 31 ماه مارس 1596 میلادی، در شهرک لاهه از ایالت تورنِ(Touraine) فرانسه متولد شد. مادرش در سیزده ماهگی وی درگذشت و پدرش قاضی و مستشار پارلمان انگلستان بود.

دکارت در سال 1606 میلادی، هنگامیکه پسر ده ساله ای بود، وارد مدرسه لافلش(La Fleche) شد. این مدرسه را فرقه ای از مسیحیان  تاسیس کرده بودند و در آن علوم جدید را همراه با تعالیم مسیحیت تدریس می کردند. دکارت طی هشت سال تحصیل در این مدرسه، ادبیات، منطق، اخلاق، ریاضیات و مابعدالطبیعه را فرا گرفت. در سال 1611 میلادی، دکارت در یک جلسه سخنرانی تحت عنوان اکتشاف چند سیاره سرگردان در اطراف مشتری، از اکتشافات گالیله اطلاع حاصل کرد. این سخنرانی در روح او  تاثیر فراوان گذاشت.

پس از اتمام دوره و خروج از لافلش، مدتی به تحصیل علم حقوق و پزشکی مشغول گردید، اما در نهایت تصمیم گرفت به جهانگردی پرداخته و آن گونه دانشی را که برای زندگی سودمند باشد، فرا بگیرد. به همین منظور، مدتی به خدمت ارتش هلند درآمد؛ چرا که فرماندهی آن را شاهزاده ای به نام موریس بر عهده داشت که در فنون جنگ و نیز فلسفه و علوم، مهارتی به سزا داشت و بسیاری از اشراف فرانسه دوست داشتند تحت فرمان او فنون رزمی را فرا گیرند.
دکارت در مدتی که در قشون ارتش هلند بود، به علم مورد علاقه خود، یعنی ریاضیات می پرداخت.

در بهار سال 1619 میلادی از هلند به دانمارک و آلمان رفت و به خدمت سرداری به نام ماکسیمیلیان درآمد. اما زمستان فرا رسید و در دهکده نوبرگ(Neuberg) در حوالی رود دانوب، بی دغدغه خاطر و با فراغت تمام، به تحقیق در ریاضیات پرداخت و براهین تازه ای کشف کرد که بسیار مهم و بدیع بود و در پیشرفت ریاضیات، تاثیر به سزایی گذاشت.

پس از مدتی، به فکر یکی ساختن همه علوم افتاد و در شب دهم نوابر 1619 سه رویای امید بخش دید و آن ها را چنین تعبیر کرد که:
روح حقیقت او را برگزیده و از او خواسته تا همه دانش ها را به صورت علم واحدی در آورد.
این رویاها به قدری او را مشعوف ساخت که نذر کرد تا مقبره حضرت مریم را در ایتالیا زیارت نماید. وی چهار سال بعد به نذر خود وفا کرد.

از 1619 به بعد، چند سالی در اروپا به سیاحت پرداخت و چند سالی هم در پاریس اقامت کرد، اما زندگی در آن جا را که مزاحم فراغت خاطر خود می دید، نپسندید و در سال 1628 میلادی بار دیگر به هلند بازگشت و در آن دیار، تا سال 1649 میلادی، مجرد ، تنها و دور از هر گونه غوغای سیاسی و اجتماعی تمام اوقات خود را صرف پژوهش های علمی و فلسفی نمود.
تحقیقات وی، بیشتر تجربه و تفکر شخصی بود و کمتر از کتاب استفاده می کرد.

در سپتامبر 1649 به دعوت کریستین، ملکه سوئد برای تعلیم فلسفه خویش به دربار وی در استکهلم رفت. اما زمستان سرد این کشور اسکاندیناوی از یک سو و ضرورت سحرخیزی در ساعت پنج بامداد برای تعلیم ملکه از سوی دیگر، دکارت را که به این نوع آب و هوا و سحرخیزی عادت نداشت، به بیماری ذات الریه مبتلا ساخت.
 سرانجام، رنه دکارت در 11 فوریه سال 1650 در همان جا درگذشت و پس از مدتی، جسدش به فرانسه انتقال یافت.

دکارت از دانشمندان و فیلسوفان بزرگ تاریخ به حساب می آید. او قانون شکست نور را در علم فیزیک کشف کرد و هندسه تحلیلی را در ریاضیات و هندسه بنا نهاد.
در تاریخ فلسفه غرب ، فلسفه جدید را با دکارت آغاز می کنند.

هندسه

شاخه ای از ریاضیات که هندسه نامیده می شود ، توسط اخترشناسان بابل باستان و طناب کشان مصر باستان پایه گذاری شد. اما یونانیان بودند که آن را نامگذاری کردند:هندسه( geometry) ، یعنی اندازه گیری زمین. مطالعات جدی آن ها در این زمینه باعث شد که ریاضیات از یک ابزار به «ملکه علوم » تبدیل شود.

بابلیان و مصریان ، به ریاضیات به عنوان یک وسیله ی مفید برای تعیین حدود زمین و محاسبه ی مالیات و حسابداری نگاه می کردند. اما یونانیان که در مطالعه ی ریاضیات سرآمد شدند، زیبایی و جذابیتی در هندسه یافتند و هندسه را به خاطر خودش دنبال کردند.

صد و هشتاد درجه: به مرور ، توجه یونانیان باستان به اندیشه های بزرگ ریاضی جلب شد. برای آن ها ، دانستن این که مجموع زوایای یک مثلث 180 درجه است ، کافی نبود. آن ها می خواستند راهی برای «اثبات» این مطلب که در هر مثلثی ، صرف نظر از اندازه ی آن ، مجموع زوایا 180 درجه است ، بیابند.

مصریان و زاویه ی قائمه: با استفاده از زاویه های قائمه ، مصریان توانستند تغییرات مساحت زمین های مجاور نیل را محاسبه کنند (هر سال سیل باعث از بین رفتن ساحل های قبلی و ایجاد ساحل های جدید می شد.)مساحت زمین مالیات سالانه آن سال را تعیین می کرد: از دست دادن زمین به معنای مالیات کمتر و به دست آوردن زمین مساوی مالیات بیشتر بود. مصریان زاویه های قائمه را با گره زدن طناب ها ایجاد می کردند. هر طولی از طناب کشیده و دارای گره هایی (متساوی الفاصله ) که به نسبت 5 و4 و3 قرار دارند ، باعث ایجاد زاویه ی قائمه (همان قضیه فیثاغورس) می شود.

تدریس روی شن: هندسه دانان یونان باستان با رسم شکل روی ماسه ، دانش آموزان خود را تعلیم می دادند، همان گونه که یک معلم امروزی از تخته استفاده می کند. دانش معلم ، هرگز به صورتی ماندگار ثبت نمی شد. قضایایی مثل قضیه ی فیثاغورس از نسلی به نسل دیگر، سینه به سینه و با استفاده از ماسه منتقل می شدند. قضایا و اثبات های یونانیان باستان، اگر توسط ریاضیدان و معلم قرن سوم پیش از میلاد، اقلیدس ، جمع آوری و روی پاپیروس ثبت نمی شد، احتمالا" از بین می رفت. بدین ترتیب دانش ریاضی یونانیان، ابتدا به دست عرب ها و سپس اروپاییان و نهایتا" جهانیان افتاد.

اندازه ی کره ی زمین:هنگامی که سومین پادشاه اسکندریه ، یعنی بطلمیوس سوم، بهترین استاد را برای تعلیم به پسرش می خواست، مردی را از آتن به اسکندریه آورد که شهرت زیادی در ریاضیات ، تاریخ، ورزش و نجوم داشت. این مرد «اراتستن» نام داشت که به عنوان کتابدار دانشگاه اسکندریه برگزیده شد و چهل سال در این سمت باقی ماند.

امروزه اراتستن به دلیل محاسبه ی عدد اول و همچنین به عنوان اولین کسی که اندازه ی کره ی زمین را محاسبه کرد، معروف است. او ظهر اولین روز یک تابستان در اسکندریه ، متوجه سایه ای کوچک از یک ستون عمودی شد. این مسأله باعث تعجب او شد، چون او می دانست که درست در همین زمان در « سین» شهری که در هشت صد کیلومتری جنوب اسکندریه بود، هیچ سایه ای وجود نداشت. در حقیقت شهر سین به خاطر این ویژگی ، بین مردم معروف بود و بازتاب نور خورشید نیمروز از سطح چاه های عمیق این شهر ، ناشی از تابش عمودی خورشید به این شهر در اولین روز تابستان بود.

اراتستن زاویه ی سایه ی ستون عمودی را اندازه گیری کرد که 5/7 درجه بود و بعد به درستی توانست نتیجه گیری کند که اگر زاویه ی پرتو خورشید در اسکندریه 5/7 درجه باشد، بنابراین زاویه ی بین شهر سین و اسکندریه در مرکز زمین نیز 5/7 درجه است، یعنی یک پنجاهم  درجه محیط زمین باشد.

اراتستن محیط کره ی زمین را 40000 کیلومتر محاسبه کرد، که این اندازه بسیار نزدیک به اندازه ای است که ما امروز محاسبه کرده ایم ، یعنی  39776کیلومتر.

ادامه نوشته

تاريخچه عدد۷ به عنوان یک عدد اول:

عدد هفت عددی است که شاید مثل همه ی عدد های دیگر در نظر ما عادی جلوه کند اما نگرش ما وقتی متبلور می شود که خواص عدد هفت را بدانیم و ببینیم چه «هفت» هایی در زندگی ما وجود دارند و ما در گیر و دار زندگی ماشینی و با بی تفاوتی از کنار آن ها رد می شویم مثلا شاید جالب باشد که بدانیم، رنگین کمان دارای هفت رنگ است .عجایب جهان، هفت تا هستند.(که به عجایب هفت گانه معروفند ) یا در یونان باستان، اسطوره ای با نام هفت خدای، در ذهن مردم نقش بسته است، ویا شهر عشق، که دراشعار عطار آمده است، هفت شهر می باشد، سوره ی مبارکه حمد، که اوّلین سوره ی قرآن کریم است، هفت آیه دارد. آسمان دارای هفت طبقه است. بهشت وجهنم هر کدام دارای هفت طبقه و درجه هستند و طواف خانه خدا هفت دور است، موسیقی ایران و یونان هفت دستگاه داد، هفت نوع ساز بادی وجود دارد و علاوه بر این هفت نت موسیقی وجود دارد(دو، ر، می، فا، سل، لا، سی) و…شما چند خاصیت عدد هفت را می شناسید؟

در هفته آینده مطالب زیبایی از یکی از عجایب هفتگانه برای شما قرار می دهم حتما" دنبال کنید.

باید موانع را در مسیر  خود شکست

همه يك روز به بن بست مي رسند . تنها تفاوت در اين است كه بعضي ها زودتر مي رسند و بعضي ها ديرتر يعني مسير رسيدن آنها به ديواري كه سد راهشان شده است با هم فرق دارد ، طول مسير متفاوت است و علاوه بر آن ارتفاع ديواري كه راهشان را سد كرده است هم با يكديگر فرق دارد براي بعضي ها بلندتر است و براي ديگران شايد كوتاه تر . اما آنچه كه مهم است اين است كه وجود دارد اين بن بست وجود دارد و ما هم يك روزي مجبور به رد كردن يا نكردن اين ديوار بن بستيم . بعضي ها از ديوار رد مي شوند و بعضي هاي ديگر پشت آن مي مانند آنقدر كه همان جا تمام مي شوند و ديگر هيچ چيزي از آنها باقي نمي ماند . تعدد بن بست ها نشانه رفتن بيشتر است هر چه مسيرت طولاني تر باشد به بن بست بيشتري مي رسي و هر چه مسير كوتاه تر باشد تعداد آنها كمتر است .

تمام ديوارهاي جهان يك روزي فرو مي ريزند و از هم پاشيده مي شوند اما اين بدان معنا نيست كه ديگر بن بستي وجود ندارد بلكه بن بست ها هميشه پابرجايند و هيچ گاه هم از بين نمي روند چون زاييده ی خود ما هستند اين ماييم كه بن بست مي آفرينيم بي آنكه خودمان هم بدانيم و بعد بيهوده سعي مي كنيم آنها را خراب كنيم و از بين ببريم . گاهي چنان محصور اين بن بست ها مي شويم كه مسير ها را از ياد مي بريم و تمام انرژي مان را صرف از بين بردن ديوارها مي كنيم بي آنكه براي ادامه مسير رمقي داشته باشيم بعد كه به خود مي آييم مي بينيم تمام شده ايم ….. يعني پوچ …. تهي …. درست مثل چيزي كه هرگز نبوده …. نيست … و نخواهد بود

تاریخچه ی عمل ضرب:

 

وقتي براي اولين بار مردم به انجام عمليان رياضي مشغول شدند از علامت ضرب خبري نبود. براي اولين بار يك نويسنده­ي گمنام از علامت ( *‌ ) باري انجام عمليات ضرب استفاده كرد، اما مورد استقبال زيادي قرار نگرفت. در حدود سيصد سال پيش يك انگليسي به نام اوترد از دو خط متقاطع براي نمايش علامت ضرب استفاده كرد. نويسندگان كتاب­هاي رياضي از حرف ( x) كه نشان­دهنده­ي علامت مجهول بود،‌استفاده كردند. در حال حاضر در بعضي از كشورها از يك نقطه­ي توپر ( . ) براي نشان دادن ضرب استفاده مي­كنند. 

 

آدم ها مثل کتاب هستند...

 

بعضي از آدم­ها جلد زركوب دارند. بعضي جلد ضخيم و بعضي جلد نازك.

بعضي از آدم­ها با كاغذ كاهي چاپ مي­شوند و بعضي با كاغذ خارجي.

بعضي از آدم­ها تجديد چاپ مي­شوند و بعضي از آدم­ها فتوكپي آدم­هاي ديگرند.

بعضي از آدم­ها با حروف سياه چاپ مي­شوند و بعضي آدم­ها صفحات رنگي دارند.

بعضي از آدم­ها تيتر دارند، فهرست دارند و روي پيشاني بعضي از آدم­ها نوشته اند: حق هرگونه استفاده ممنوع و محفوظ است.

بعضي از آدم­ها قيمت روي جلد دارند. بعضي از آدم­ها با چند درصد تخفيف به فروش مي­رسند و بعضي از آدم­ها بعد از فروش پس گرفته مي­شوند.

بعضي از آدم­ها نمايشنامه­اند و در چند پرده نوشته مي­شوند.

بعضي از آدم­ها فقط جدول و سرگرمي دارند و بعضي از آدم­ها معلومات عمومي هستند.

از روي بعضي از آدم­ها بايد مشق نوشت و از روي بعضي از آدم­ها بايد جريمه نوشت.

بعضي از آدم­ها را بايد چند بار بخوانيم تا معني آن­ها را بفهميم و بعضي از آدم­ها را بايد نخوانده دور انداخت.

به نظرتون شما جزء کدوم دسته هستید؟

 

قطار اعداد

 

معلمي دانش آموز باهوشي داشت. (مثل هر كدوم از شما) يه روز دختر باهوش به معلمش گفت: «من مي تونم با ماشين حساب قطار اعداد درست كنم.»

معلم گفت: چطور؟!!! دختر ماشين حساب رو برداشت و دكمه­هاي رقم­هاي 7،6،5،4،3،2،1و 9 را به ترتيب فشار داد و سپس عدد روي صفحه رو در عدد 18 ضرب كرد و ماشين حساب رو به معلم نشون داد. معلم با تعجب عدد 222222222 رو ديد.

معلم به دختر گفت: آيا مي توني قطار سه به راه بندازي؟

به نظر شما اين بار دختر باهوش چه كرد؟

 

منتظر جواب­های شما هستم.

 

تبریک میلاد امام رضا

میلاد امام هشتم شیعیان را تبریک و تهنیت عرض می کنم

"یا ضامن آهو"

چند نکته ی مهم درمورد درصد و میانگین

 

عزیزانم مطلب زیر مواردی از حل مسائل درصد و میانگین است که در زندگی روزمره هم زیاد کاربرد دارند.

روی عنوان زیر کلیلک کنید و مطلب را با دقت بخوانید.

امیدوارم استفاده­ی لازم را ببرید.

 

                                                         کلیلک کنید

 

                                

سؤالات امتیازی

بشتابید ...اگر می خواهید امتیاز این سؤالات را بگیرید همین امروز پاسخ آن را اعلام کنید.

سؤال۱- مقلوب هر عدد

آیا می دانید مقلوب هر عدد چیست و رابطه ی بین هر عدد و مقلوب آن را می دانید؟

عدد abرا مقلوب ba می گوییم . برای مثال عدد 42 مقلوب عدد 24 است . یا عدد 79 مقلوب عدد 97 است . یا عدد 18 مقلوب عدد 81 است. حال پیدا کنید رابطه بین اینگونه اعداد را....

علی می گوید: اختلاف سن من از مقلوب آن عددی شده است که یکانش 6 می باشد. دهگانش چند است ؟  


سؤال۲- معلم ریاضی: آقای میوه فروش چند تا بچه داری؟ و چند ساله هستند؟

میوه فروش: 3 تا بچه دارم که حاصل ضرب سن آنها 72 و مجموع سن آنها 14 می باشد.

معلم ریاضی: من سن بچه های شما را یافتم ولی یک راهنمایی نیاز دارم.

میوه فروش: راهنمایی اینکه فرزند بزرگترم به بازی های کامپیوتری علاقه ای ندارد.

معلم ریاضی: اکنون سن دقیق فرزندان شما را می دانم.

برای متحول شدن هیچگاه دیر نیست

مهم آن است که ایمان بیاوریم به بهار سبزتوانستن و آغاز کنیم  سفرسبز بودن را. قدم های عاشقانه ی تان را برای شروع دوباره اما متفاوت ، به تجربه بنشینید و خودتان را دوباره تعریف نمایید. مهم نیست که چند بار در زندگی ، زمین خورده ایم ، مهم آن است که چند بار توانسته ایم دوباره برخیزیم .

بیاییم به این باور برسیم که «ما می توانیم»

1- از شکست ها درس بگیرید. 2- اهداف خود را مشخص کنید. 3- قدر فرصت ها را بدانید. 4- به آینده امیدوار باشید. 5- انسان های بی اراده هنگامی که سایه های شکست از راه می رسند دست از کار می کشند ولی انسان های با اراده می مانند و مبارزه می کنند. 6- انسان های بی شماری وجود دارند که در زندگی برای رسیدن به موفقیت تلاشی نمی کنند و فقط منتظر هستند تا شانس برای آنها کاری انجام دهد! در حقیقت این افراد عقل خود را به کلی کنار گذاشته اند و منتظرند تا اتفاق خوشایندی برای آنها بیفتد و آنها را ثروتمند کرده یا به آرزوهایشان در زندگی برساند حتی اگر چنین اتفاقی هم بر فرض محال برای کسی رخ دهد چون واقعا" لیاقت آن را نداشته بزودی آن موقعیت را از دست می دهد.

من برنده ام چون می دانم، می توانم و می شود.

طرح چند مسئله با کمک جدول نظام دار

1-علی 25 تومان پول در قلک دارد. اما پول او به صورت یک سکه 25 تومانی نیست اگر سکه های علی 1 تومانی ، 5 تومانی و 10 تومانی باشند. همه ی ترکیب های ممکن را که حاصل جمع آنها 25 تومان می شود بیابید.

2- دو عدد طبیعی بیابید که جمع آنها 12 و حاصل ضرب آنها کمترین مقدار ممکن باشد. سپس تفاضل مجذور آنها راحساب کنید.

3- پری قصد دارد با ششصد تومان پول توجیبی هفتگی اش تعدادی مجله طنز و جدول بخرد. قیمت هر مجله طنز 60 تومان است و قیمت هر مجله جدول 120 تومان است. او به چند طریق می تواند با همه ی پولش مجله های طنز یا جدول یا هر دو را خریداری کند؟

4- حاصل ضرب دو عدد حسابی 360 و مجموع آنها کمتر از 100 است. همه ی حالت های ممکن برای این دو عدد را نویسید.

دستگاه های شمار

در سرزمین میان دو رود در هزاره های پیش از میلاد ، از عددشماری و عددنویسی در مبنای 60 استفاده می کردند. به ویژه عددهای مربوط به اخترشناسی ، در این مبنا نوشته می شد. از سندهایی که وجود دارد معلوم می شود که بسیاری از قوم های بومی قاره ی آمریکا، مبنای 5 را در عددشماری و عددنویسی خود به کار می بردند. در زبان فارسی ، عددهای  3، 4 ،5 تا 9 با عددهای سی، چهل ، پنجاه تا نود هم ریشه اند، ولی میان عدد 2 و عدد 25 هیچ رابطه ای نیست. چنین به نظر می رسد که عدد 20 زمانی مبنای عددنویسی در زبان فارسی بوده است. این وضع ، به ویژه درباره ی زبان فرانسوی صدق می کند. در این زبان نیز عددهای 2 و 20 هم ریشه نیستند. به جز آن، عدد 80 را (چهار بیست تا) و عدد 90 را (چهار بیست تا و ده تا ) می گویند.

نخستین کسی که درباره ی مبناها ، پژوهش کرد ، لایپ نیتس (1946-1716)، ریاضی دان و فیلسوف آلمانی بود. او در ضمن کشیش بود و برای به کرسی نشاندن اعتقادهای خود ، به فلسفه و ریاضیات رو آورده بود. او برای نخستین بار ، عددنویسی را در مبنای 2 درست کرد. در مبنای 2 ، تنها از دو رقم 0 و 1 برای نوشتن عددها استفاده می شود. او گمان می کرد که با کشف این مبنای عددنویسی ، استدلالی ریاضی ، برای وجود پروردگار پیدا کرده است. پس این اندیشه ی خود را به سراسر جهان اطلاع داد که صفر نماینده هیچ و  واحد ، نماینده ی پروردگار است. با صفر و واحد می توان همه ی صدها را نوشت. بنابر این روشن می شود که پروردگار واحد ، چگونه توانسته است همه چیز را بسازد.

امروزه مبنای 2 مورد استفاده های بسیاری پیدا کرده است، از جمله در رایانه.

شما هم می توانید تحقیقات بیشتری انجام دهید و اگر به مطالب جالبی رسیدید برای من و دیگردوستانتان بنویسید.

نتیجه پرسش کلاسی توان

 

میدونم که منتظر اعلام نتیجه پرسش کلاسی دیروز خود هستید. با امید اینکه در روزهای بعد اسامی کلیه دانش آموزان در اینجا دیده شود اسامی نمرات برتر کلاس را می نویسم.

کلاس دوم 1: شیما  مدنی ، فرگل میربها ، آیناز شهریاری ، پرنیان صیفی  ، کیمیا بهنود ، سحر شاه مرادی ، آذین افشارفرد ، مائده اندجی ، نگار حسین زاده ، مهدیه کرم پور و آیدا نادری پور        

کلاس دوم 2: سحر محمد علیزاده ، فاطمه صمیمی ، کیانا بازیاب ، شیرین تاتار ، صدف زرندی ، سعیده کازرونی ، کوثر زیران زاده و بهاره قدس      

 در ضمن به مبینا احمدی و سعیده کازرونی و مونا باغستانی به خاطر تلاش خوبشان آفرین میگم .

در ضمن گروه خانمها ویسه و نادری پور در کلاس دوم 1 و گروه خانمها محمد علیزاده و سعیدی نیا در کلاس دوم 2 بهترین میانگین را در کلاس خود بدست آوردند .

 ان شاءالله فعالیت گروهی خود را بالاتر ببرید.

انتخاب کردن یک عدد

 

اگر چه مردم عصر ما خود را غيرخرافي مي­دانند اما در عمل و ناخودآگاه به اعداد مبارك اعتقاد دارند. براي نمونه، هر وقت از آن­ها خواسته مي­شود يك عدد را انتخاب كنند بيش­تر به سراغ اعدادي مي­روند كه همگان آن­را مبارك و ميمون مي­شمارند.

براي اثبات اين نظريه مي­توانيد نمايش ذهن­خواني زير را  با دوستانتان انجام دهيد. از او بخواهيد يك عدد دو رقمي كوچكتر از 50 را كه هر دو رقم آن فرد باشد انتخاب كند. به او يادآوري كنيد كه دو رقم عدد انتخابي او نبايد يكسان باشد (مانند11). سپس عدد 37 را روي كارت بنويسيد و از او بپرسيد:

آيا عدد مورد نظر شما 37 نيست؟

اين آزمايش را با دوستان ديگرتان نيز انجام دهيد و مطمئن باشيد بيشتر آن­ها عدد 37 را انتخاب مي­كنند. همان­طور كه مي­دانيد اعداد دورقمي با دو رقم متفاوت كوچكتر از 50 كه هيچ رقم آن زوج نباشد عبارتند از: 13، 15، 17، 19، 31، 35، 37، 39. شما از اين 8 عدد يك­بار شانس انتخاب كردن داشته­ايد. (8/1)

وقتي در ابتداي كار به دوستتان مي­گوييد از اعدادي مانند 11 خودداري كند، او ناخوداگاه از اعداد 15،‌13، 17، 19و 31 حذر مي­كند. با اين كار سه عدد باقي مي­ماند : 35 و 37 و 39 كه شانس حدس زدن 3/1 مي شود. بسياري از مردم عدد 37 را انتخاب مي­كنند. چرا كه عدد 37 به عدد 7 ختم مي­شود!!! آيا عدد 7 براي شما نيز يك عدد استثنايي و مبارك به نظر نمي­رسد؟ 

 

اسامی 10 نفر برتر در المپیاد ریاضی سال سوم

 

در ابتدا از تمام عزیزانی که به وبلاگ سرزدند و اظهار لطف کردند تشکر می­کنم. فقط بگم که بدون کمک شما این وبلاگ به جایی نمی­رسه. منتظر مطالب جالب شما، نظرات و انتقادات سازنده شما هستیم.

من روزهای چهارشنبه حدود ساعت 6 و 7 عصر مطلب جدید می­ذارم. از خواهرم هم تشکر می­کنم که به وبلاگ رنگ و جلای تازه­ای دادند.

حالا هم برای این که از خواهرم  عقب نمونم اسامی 10 نفر اول المپیاد ریاضی سال سوم رو این جا میارم. البته با یه روز تأخیر نسبت به ایشون.

فاطمه کلانتری  ،   آنیتا کرمی  ،  پگاه درّی  ،  دل­آرا مقدسیان  ،  بهاره سلطان محمدی  ،  آیدا افشارنیا  ،  نگار متّقی  ،  متینه تفتیان  ،  فاطمه­زهرا منظّم  و  نگار کاظمی.

با آرزوی موفقیت همه شما در مراحل بعدی.

 

اسامی برترین های  المپیاد پایه دوم مرحله اول

برای تکمیل شدن شادیهایتان در روز دانش آموز ،اسامی 10 نفر اول المپیاد پایه دوم راهنمایی را اعلام می کنم:

1-     فاطمه صمیمی  2- فرناز سعیدی نیا  3- فرگل میربها 4- شیما مدنی 5- سپیده مراد خانی    6- آذین افشار فرد 7- بهاره لطفی  8- نگار باقر زاده  9- آیناز شهریاری  10- ساجده ویسه

 امیدوارم در مراحل بعد تلاش بیشتری از خود نشان دهید . کل اسامی به دفتر مدرسه اعلام می شود و هر تعداد را که صلاح بدانند خود مسئولین انتخاب می کنند. موفق باشید.

تبریک سیزده آبان

دانش آموزان عزیز روزتان مبارک

طرح چند مسئله با کمک رسم شکل

چند نمونه مسئله که بهتر است از طریق رسم شکل حل کرد:

مسئله اول:در یک مزرعه تعدادی مرغ و گوسفند وجود دارد. اگر تعداد پاها 32 تا و تعداد سرها 10 تا باشد،تعداد مرغ و تعداد گوسفند موجود در مزرعه چند تاست؟

مسئله دوم:یک قورباغه از دیواری به ارتفاع 11 متر بالا می رود.او هر 5 متر که بالا می رود 2 متر لیز می خورد و بر می گردد. او پس از چند روز به بالای دیوار می رسد؟

مسئله سوم: یک توپ در هر بار زمین خوردن نصف ارتفاع قبلی اش بالا می آید. اگر این توپ از ارتفاع 12 متری رها شود در لحظه چهارمین برخورد به زمین ، در مجموع چند متر طی کرده است؟

مسئله چهارم:تعمیرکاری از طبقه پنجم یک ساختمان با آسانسور 4 طبقه بالا رفته و سپس 7 طبقه پایین می آید و در انتها به طبقه پنجم ساختمان باز می گردد. او در مجموع چند طبقه بالا و پایین رفته؟

مسئله پنجم: در یک مسابقه دو 120 متر ، رضا در وسط مسیر و احمد در  مسیر است. سعید 10 متر عقب تر  از رضا است و مرتضی درست در وسط سعید و احمد قرار دارد. نفر دوم کیست؟ او در چه فاصله ای از خط شروع قرار دارد؟

این چند روز را پی در پی مطلب گذاشتم تا وبلاگ راه بیفتد از این پس هفته ای یک بار روزهای جمعه پست جدید قرار میدهم

تغییر رفتارها و برداشت های نادرست4

در ادامه مطالب... شما باید توانایی آموزش دادن به ذهن ناخود آگاه خود را داشته باشید . برای مثال اگر از امتحان ریاضی می ترسید لازم است حالت خود را قبل از امتحان تغییر دهید. اندام خود را شل کنید  دستها و پاهای خود را به حالت آویزان از اطراف بدن خود رها کنید چشمان خود را ببندید و تمرکز کنید. آرامش خود را که به دست آوردید یک نفس بلند بکشید و همراه با آه بلند آن را بیرون دهید و با اعتماد به نفس شروع به حل سؤالات کنید . ان شاءلله موفق می شوید.

آنچه ما خواهان آنیم همان چیزی است که تصور می کنیم با به دست آوردن آن می توانیم زندگیمان را تغییر دهیم.

هر کاری که در هر زمان انجام می دهید مبتنی بر حالات فکری و جسمی شما در همان زمان است. توانایی و قابلیت شما در ریاضی انکار ناپذیر است، اما بعضی از شما از پس کوچکترین مسائل هم بر نمی آیید. تفاوت شما در تواناییتان نیست بلکه در رفتارتان در برخورد با مسائل خاص است .

درباره ی احساسی که هنگام مواجه شدن با مشکلات دارید خوب فکر کنید ،اگر احساس نا امیدی و تشویش دارید، مسلم است نمی توانید در زمینه ی حل این مشکل رفتار مناسبی پیش گیرید.

قابلیت انسانها یکسان است تفاوت آنها در احساس و به دنبال آن، عملکرد و رفتارشان است.

ریاضی در قرآن

آیا می دانستید ریاضی در همه جا به کار رفته است؟حتی در کتاب قرآن (کتاب ما مسمانان )

کلمه بهشت (77) بار و کلمه جهنم نیز (77) بار تکرار شده است.
کلمه دنیا (115) بار و کلمه آخرت نیز (115) بار تکرار شده است.
کلمه گیاه (26) بار و کلمه درخت نیز(26) بار تکرار شده است.

اینها فقط چند نمونه از اعجاز در قرآن است.

تغییر رفتارها و برداشت های نادرست3

در ادامه ی مطالب قبل میخواهم بر اعصاب خود در برابر من به عنوان معلم و درس من، درس ریاضی کنترل داشته باشید. هیچگاه از معلم خود نترسید. وقتی دانش آموزی را برای پای تخته صدا می زنم رنگ از رویش می پرد !!یا وقتی قرار است برگه های امتحان ریاضی برای حل کردن در اختیار شما قرار گیرد و هنوز چشم شما به سؤال نیفتاده گریه می کنید!!نشانه ترس و اضطراب شما از من و درس من است . یعنی من و درسم اینقدر ترسناکیم ؟؟یا به خاطر تفکرات قبلی شماست؟؟

اگر شما از کسی بترسید هیچگاه جلوی او نمی توانید صحبت کنید،حتی اگر اطلاعاتتان کامل باشد نمی توانید پاسخ سؤالش را بدهید ترس از ریاضی یک مانع بزرگ بر سر راه فهم ریاضی است.

زندگی ما و دوران تحصیل ما متعلق به ماست در قبال آن مسئولیم و تنها کسی که باید کنترل زندگی ما را در دست داشته باشد خودمانیم.

شما باید کارهای روزانه خود را برنامه ریزی کنید تا بهترین احساس را داشته باشید تا جایی که می توانید از علم خود حتی اندک در اختیار دیگران قرار دهید .این کار باعث تبادل اطلاعات می شود و با این کار عالی ترین و مثبت ترین افکار را در سر بپرورانید.

در ذهن خود چنین معادله ای بسازید: تغییر نکردن مساوی است با ناکامی.

روز میلاد حضرت معصومه (س) مبارک باد

   دختران گلم روزتان مبارک

تغییر رفتارها و برداشت های نادرست  2

خوشحالم که تعدادی از شما در حال پیدا کردن افکار و رفتار نادرست خود در ریاضی هستید (و خوشحالم که شهامت اقرار به اشتباهاتتان را دارید .)

اگر بخواهیم روش زندگی یا روش درس خواندن خود را تغییر دهیم باید رفتار خود را تغییر دهیم . اگر بخواهیم به هدفی برسیم ، باید این چهار مرحله را به یاد داشته باشیم:

۱- احساس نیاز (همین که شما اشکالات کار خود را پیدا کردید و مطالب این قسمت را میخوانید یعنی احساس کرده اید نیاز به تغییرات در روش کار خود دارید)

2- عمل 3- عکس العمل 4- نتیجه

    توانایی مشاهده تأثیر اعمالمان در آینده است برای دستیابی به چنین دیدی لازم است به گذشته خود دقیق تر بنگرید. به تجاربی که از گذشته آموخته اید چشم بدوزید نه اینکه خود را بابت گذشته سرزنش کنید.

آموختن را با لذت ارتباط دهید. این باور کمک می کند تا بتوانیم شیوه ی تفکر و رفتار موفق را در خود بازآفرینی کنیم.

تغییر رفتارها و برداشت های نادرست

دانش آموزان عزیز قبل از هر کاری لازم است افکار نادرستی که در زندگی از درس ریاضی دارید را اصلاح کنید با این افکاری که از قبل در ذهن شما وجود دارد نمی توان ریاضی را درسی شیرین و جذاب دانست چند نمونه از این افکار عبارتند از:

القاء این فکر که ریاضی سخت است، به خصوص بعضی که خواهر و برادر بزرگتر از خود دارید ناخواسته سخت بودن ریاضی را بارها و بارها از آنها شندیده اید یا گاهی اوقات این تفکرات توسط اولیا به شما منتقل می شود. ترس در حل مسائل ریاضی سبب میشود حتی صورت مسئله را نخوانید،چون مسئله را همیشه حل نشدنی می دانید.  

از رفتارهای نادرست می توان این چند نمونه را نام برد: درست نخواندن و باز نکردن مسائل برای خود قبل از حل مسئله،حل نکردن تمرینات بعد از هر جلسه آموزش و فاصله ی چند روزه انداختن بین تدریس تا حل تمرین و....

منتظر نظرات شما هستم شما هم می توانید افکار و رفتارهای نادرست خود را برایم بنویسید تا در صورت ممکن راهنماییتان کنم.

در معادله زندگی،گذشته با آینده برابر نیست

یا الله مدد

سالها پیش از این زیر یک سنگ گوشه ای از زمین من فقط یک کمی خاک بودم همین،یک کمی خاک که دعایش پر زدن آن سوی پرده ی آسمان بود آرزویش همیشه دیدن آخرین قله ی کهکشان بود.

خاک هر شب دعا کرد از ته دل خدا را صدا کرد یک شب آخر دعایش اثر کرد یک فرشته تمام زمین را خبر کرد و خدا تکه ای خاک برداشت آسمان را در آن کاشت خاک را توی دستان خود ورز داد روح خود را به او قرض داد خاک توی دست خدا نور شد پر گرفت از زمین دور شد.

راستی من همان خاک خوشبخت من همان نور هستم پس چرا گاهی اوقات این همه از خدا دور هستم؟!