ریاضی و اثبات وجود خدا
ریاضی زبانی است، تا انسان بتواند با جهان مادی و طبیعت سخن بگوید و با آن به تعامل ذهنی بپردازد. تاریخ علم ریاضی تاریخ تبادل فکری انسان با طبیعت است، به همین دلیل نوعی تحول و تکامل از حس به انتزاع را به خود پذیرفته است. ابتدا علایم طبیعی به صورت چوب خط به وجود آمد که پس از اختراع خط، اعداد طبیعی جای آن را گرفت و سپس راه انتزاع در پیش گرفت و به اعداد حقیقی تبدیل شد.
مبداء زبان ریاضی صفر است. صفر مبدأ اعتباری این زبان است که هیچ طول و عرض(در بعد هندسی) یا هیچ کمیتی (در جبر) ندارد. پس از این کمیت عدمی، کمیت واحد قرار دارد که اولین کمیت وجودی طبیعی است و در مقابل صفر، بینهایت قرار دارد، پس میتوان گفت ریاضیات بین عدم و بینهایت و وجودهای محدود قرار دارد. این زبان، معادل زبان فلسفی ممتنع الوجود، ممکن الوجود و واجب الوجود است (برهان ریاضی برای وجود خدا آنکه هیچ وجود عددی محدود بدون بینهایت معنا نمییابد).