|
مکمل کلاس ریاضی مدرسه راهنمایی بهارستان کرج
|
|
|
|
||||
|
هر مشكلي كه مدتي فكر ما را به خود مشغول كند يك مسأله است. «حل مسأله، هنري عملي است همچون شنا كردن، ورزش اسكي يا نواختن پيانو. اين هنرها را مي توان ياد گرفت تنها به شرطي كه از سرمشق خوبي تقليد و دائماً تمرين كنيم. اگر مي خواهيد شنا ياد بگيريد با شجاعت وارد آب شويد و اگر مي خواهيد روش حل مسأله ها را ياد بگيريد آنها را حل كنيد.» جورج پوليا حل مسأله موفقيتي است كه فقط عقل مي تواند به آن دست يابد و عقل هم هديهاي است كه در بشر نهاده شده تا با استفاده از آن در موقعيتهاي مختلف موانع را از سر راه خود بردارد و راهي مناسب براي مشكل خود پيدا كند. همين خصلت است كه موجب امتياز جانوران باهوش از جانوران كند ذهن، موجب برتري انسان بر جانوران باهوش و موجب برتري آدم با استعداد بر آدمهاي ديگر مي شود. طبق نظر جورج پوليا حل مسأله داراي 4 فرايند زير است كه به هر يك بايد توجه لازم را مبذول داشت. در غير اين صورت در حل مسأله دچار مشكل خواهيم شد: 1: فهم مسأله 2: طرح حل مسأله 3: حل كردن طرح 4: بررسي دوبارهي مسأله براي ارزشيابي و در صورت اشتباه بودن اصلاح و يا تغيير طرح. مرحلهي اول كاملاً مشخص است و مربوط است به درست خواندن و فهميدن صورت مسأله. براي مرحله ي دوم طبق صورت مسأله بايد راهبرد مناسب حل مسأله را انتخاب كرد و به كار برد. تشخيص راهبرد مناسب مرحلهي مهمي از مراحل حل يك مسئله است. راهبردهاي حل مسأله عبارتند از: رسم شكل: حتماً تا به حال براي حل يك مسأله شكلي رسم كرده ايد. بله در آن لحظه شما از راهبرد رسم شكل استفاده كرده ايد. بعضي از مسائل با راهبرد رسم شكل به طور كامل حل مي شوند و احتياجي به راه حل ديگري نيست. مانند مسألهي صفحهي 8 كتاب سال دوم راهنمايي. ولي در بيشتر مسائل رسم شكل به ما در درك بهتر صورت مسأله كمك مي كند. مانند مسألهي زير: «مساحت یک زمین کشاورزی 12 هزارمترمربع است. نصف آن را گندم کاشته ایم و از مساحت باقیمانده دوسوم را نخود کاشته ایم، چند مترمربع از زمین برای کاشتن لوبیا باقی مانده است؟» براي بيشتر مسائل مي توان شكل كشيد. عدهاي معتقدند كه براي حل تمام مسائل بهتر است شكل كشيده شود. جدول نظامدار: در بعضي از مسائل حالاتِ ممكن، متنوع هستند و براي حل مسأله بايد تمام اين حالات را در نظر گرفت. در اين نوع مسائل براي اينكه هم فكر ما به دليل حالتهاي مختلف نظمي منطقي در رابطه با صورت مسأله پيدا كند و هم موردي از قلم نيفتد موارد را در جدولي مي نويسيم و به اين طريق به آنها نظم مي دهيم. به اين جدول جدول نظامدار مي گويند. مانند مسألهي زير: «مساحت مستطیلی 120 سانتی مترمربع می باشد و طول و عرض مستطیل عدد صحیح است. چند مستطیل با این ویژگی وجود دارد. کدامیک کمترین محیط را دارد؟» و يا همان مسألهي پلاك خانه كه در هفته پژوهش برايتان مطرح كردم. الگويابي: در بعضي از مسائل بين دادههاي مسئله رابطهاي وجود دارد. گاهي اين رابطه را با استفاده از تفكر و خلاقيت مي توان پيدا كرد ولي گاهي مجبوريم براي پيدا كردن اين رابطه از مسألهي سادهتري كه مرتبط با مسأله باشد استفاده كنيم و رابطه را پيدا كنيم و بعد به مسألهي اصلي تعميم دهيم. به اين طريق به يك الگو مي رسيم. پس از آن بايد ديد الگوي پيدا شده براي تمام دادههاي مسأله جواب مي دهد يا نه. مسألهي زير از راهبرد الگويابي حل مي شود: در مثلث خیام- پاسکال چند الگوی جالب که به نظرتان می رسد بنویسید: 1 1 1 1 2 1 1 3 3 1 حذف حالتهاي نا مطلوب: بعضي از مسائل مانند جدول نظامدار داراي حالتهاي مختلفي هستند ولي در بعضي مسائل با دلايل منطقي برخي از حالتها را كه ما را به جواب نمي رسانند مي توان حذف كرد. به اين ترتيب به جواب اصلي نزديك مي شويم. در مسألهي زير مي توانيم براي رسيدن به جواب حالتهايي را حذف كنيم: «خسرو روزهای چهارشنبه، پنج شنبه و جمعه دروغ می گوید. او در سایر روزهای هفته راست می گوید! فرهاد روزهای سه شنبه، دوشنبه و یکشنبه دورغگوست و در دیگر روزهای هفته راست می گوید. اگر امروز هر دو آنها بگویند: «من دیروز دروغ گفته ام.» تعیین کنید امروز کدام روز هفته است؟» زير مسئله: گاهي بعضي از مسائل خود از چند مسألهي ساده تشكيل مي شوند. ما بايد در اينگونه مسائل بتوانيم مسأله را به مسألههاي سادهتر تبديل كرده و اين مسائل ساده راحل كنيم كه در اين صورت مسألهي اصلي حل ميشود. هر دو مسألهي زير را مي توان از اين راهبرد حل كرد: « ظرفیت یک آسانسور 20 نفر خردسال یا 15 نفر بزرگسال است. اگر 12 نفر خردسال داخل آسانسور باشند، این وسیله برای چند نفر بزرگسال ظرفیت دارد؟» « علی با دوسوم پول خود یک کتاب به قیمت 2600 تومان خرید. علی با خمس پول خود چند خودکار به قیمت 100 تومان می تواند بخرد؟» حل مسئلهي سادهتر: گاهي با خواندن يك مسأله به دليل اينكه در صورت مسأله ممكن است دادهها نامعمول باشند حل مسأله مشكل به نظر رسد. در اين مواقع مي توانيم مسألهي ساده تري كه مرتبط با صورت مسألهي اصلي باشد طرح كرده،اين مسألهي ساده را حل كنيم و سپس بااستفاده از راهبرد الگويابي آن را به مسألهي اصلي تعميم دهيم و مسئلهي اصلي را حل كنيم. سؤال زير از اين راهبرد حل مي شود: « در یک صفحهی شطرنج چند مربع وجود دارد؟» تشكيل معادله: بسياري از مسائل پيچيده كه گاهي مراحل زيادي دارند را مي توان با استفاده از حروف به صورت عبارتهاي جبري نوشت،به صورت معادله درآورد و سپس اين معادله را حل كرد كه در نهايت منجر به حل مسأله مي شود. اينگونه از مسائل را ممكن است از هر يك از راهبردهاي قبل نيز حل كرد ولي در اين راهبرد حل، نظم بيشتري پيدا مي كند و احتمال خطا پايين مي آيد: «احمد به اندازهی 325 تومان سکهی 5 تومانی و 10 تومانی دارد. سکه های 5 تومانی او هشت تا بیشتر از سکههای 10 تومانی اوست. او از هر نوع سکه چندتا دارد؟» (البته اين مسئله مربوط به سالها پيش مي باشد. ) حدس و آزمايش: جواب بعضي از مسائل راهمان ابتدا مي توان حدس زد. گاهي اوقات با حدس به جواب نزديك يا از آن دور مي شويم. در هر صورت اين راهبرد نيز راهبردخوبي براي حل مسأله است. به شرطي كه پاسخها يك روال منطقي را طي كنند تا ما را به جواب برسانند. گاهي حدسها ما را به جواب نمي رسانند ولي به ما در حل مسأله كمك مي كنند. در اين راهبرد چون جواب رابا حدس به دست مي آوريم بهتر است مراحل تفكر و حدس يا توضيح داده شود يا با استفاده از جدول و يا شكل قابل فهم نوشته شود. پاسخ مسألهي زير رامي توانيم حدس بزنيم: « دستفروشی اجناس خود را در یک جمعه بازار به حراج گذاشته بود. او هر قلم جنس را به قیمت هزار تومان می فروخت و سعی می کرد به هر مشتری یک قلم جنس بفروشد. البته اگر مشتریها خوب چانه می زدند می توانستند جنس موردنیاز خود را به نصف قیمت هم از او بخرند. دست فروش در پایان روز متوجه شد که همهی دوازده قلم جنس خود را فروخته و 9500 تومان به دست آورده است. در صورتی که او از هر خریدار فقط یک اسکناس هزار تومانی یا پانصدتومانی دریافت کرده باشد، چند اسکناس هزارتومانی و چند اسکناس پانصدتومانی دارد؟» *** گاهي مسائلي هستند كه ممكن است از چند راهبرد حل شوند. تشخيص راهبردها مهم است. سپس از هر يك كه راحتتر هستيم حل مي كينم. مسألهي زير كه مي دانم همه با ان آشنا هستيد از تمام راهبردها مي توان حل كرد. امتحان كنيد: « شخصی در مزرعهی خود 20 مرغ و گاو داردکه این تعداد مرغ و گاو 58 پا دارند. حساب کنید چه تعداد مرغ و چه تعداد گاو در این مزرعه وجود دارد؟» عجله نكنيد اينها تازه مرحلهي دوم حل مسئله بودند. يعني طرح حل مسأله. مرحلهي سوم مشخص است. با استفاده از راهبردها مسأله را بادقت حل مي كنيم. اما مرحلهي چهارم كه بسيار مهم است و بيشتر اوقات فراموش مي شود و آن بررسي پاسخ و در واقع امتحان كردن آن است. گاهي در صورت اشتباه بودن پاسخ با يك نگاه مي توان غيرمنطقي بودن آنرا تشخيص داد. در غير اينصورت بايد به عقب برگشت و ديد پاسخ با دادههاي مسئله جور است يا نه. در صورت اشتباه بودن پاسخ يا حل را بار ديگر چك ميكنيم يااز راهبردي ديگر مسأله را حل مي كنيم. حالا كار ما تمام است. خسته نباشيد.
+
نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 17:59 توسط معصومه حسین بیگی
|
|
|||||
|
|||||