تبليغاتX
مکمل کلاس ریاضی2
مکمل کلاس ریاضی مدرسه راهنمایی بهارستان کرج
 

پاسخ1:

11 سال

به این سؤال شیما .ا درست پاسخ داد. ممنون عزیزم.

 

 

پاسخ 2:

 روی سکه رایج آن زمان نباید عبارت قبل از میلاد نقش می‌شد.

و به این سؤال آذین، شیما.ا ، شیما.م و یاسمن 3/3 درست پاسخ دادند. ممنون عزیزانم.

 

 

 

در ضمن راجع به سؤال یکی از عزیزان که پرسیده بود چرا نمره ی 5/19 با نمره ی 20 مستمر 20 داده نشده باید بگم چون عزیزم نمره ی امتحانت رو 5/19 نشدی و 19 شدی!!!!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم خرداد 1389ساعت 18:29  توسط معصومه حسین بیگی  | 

 

بله

تموم شد و به قول دوستمون کی باورش می شه؟!

امیدوارم همیشه موفق باشید.

روز جمعه آزمون ورودی مدرسه ی تیزهوشان بود. از عزیزانی که این آزمون رو شرکت کردند می خوام بگن که چطور بود؟ سطح سوالات در چه حد بود و چطور جواب دادند؟ و دوستان دیگرشون چطور جواب داده بودند.

 امیدوارم به اون چه که لیاقتش رو دارید برسید.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم خرداد 1389ساعت 11:43  توسط معصومه حسین بیگی  | 

 

عزیزانم بابت این­همه تأخیر عذرخواهی می­کنم و امیدوارم من رو ببخشید.

ان­شاءالله در تابستون جبران می­کنم. اگر باشید و اگر دوست داشته باشید که ادامه بدیم.

 

یک سال دیگه تحصیلی دیگه گذشت. با همه­ی سختی­ها و آسونی­هاش با همه­ی روزهای امتحانش با همه­ی شیطنت­های سر کلاس و با همه­ی بداخلاقی­های معلم­هایی مثل من.

فقط امیدوارم باور داشته باشید که هرچه کردیم به خاطر خودتون بوده و از ما ناراحتیی به دل نداشته باشید.

سال خوبی بود و حتماً نتیجه­ی خوبی رو هم خواهد داشت.

 

امیدوارم امتحان­هایی که در پیش دارید با موفقیت پشت سر بگذارید و به هرآن­چه لیاقتش رو دارید که همانا بهترینه برسید.

تأکید می­کنم برای امتحان خوب تمرین کنید و حتماً سر جلسه با حوصله و با تمرکز سؤالات رو حل کنید.

 

به امید موفقیت و سربلندی همه­ی شما.

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم خرداد 1389ساعت 9:9  توسط معصومه حسین بیگی  | 

 

1: پنج برادر و خواهر به ترتیب با دو سال فاصله متولد شده اند. اگر مجموع سن آن ها 35 سال باشد، سن فرزند بزرگ­تر چه­قدر است؟

 

 

2: مردی نزد عتیقه­فروشی رفت تا چند سکه بفروشد. مرد ادعا کرد که این سکه­ها متعلق به 500 سال قبل از میلاد و بسیار گرانبهاهستند. عتیقه­فروش به سکه­ها نگاه کرد و با وجودی که روی سکه­ها نقش شده بود: 500 سال قبل از میلاد، بلافاصله پلیس را خبر کرد تا فروشنده را به جرم کلاه­برداری دستگیر کند. عتیقه­فروش از کجا فهمیده بود که سکه­ها تقلبی هستند؟

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم خرداد 1389ساعت 9:8  توسط معصومه حسین بیگی  | 

 

راه­حل­های مختلفی برای قاعده­ی بخش­پذیری بر عدد 7 وجود دارد. در این­جا من یک روش رو براتون آوردم. اگر شما هم راه دیگه ای رو در نظرتون دارید بنویسید و اگر راهی رو پیدا کردید یا برای 7 یا عدد دیگه ای خوشحال می شیم که راهتون رو یاد بگیریم.

برای آن که بفهمیم عدد موردنظر ما بر 7 بخش پذیر است یا نه، کافی است رقم یکان آن را دو برابر کنیم و از بقیه ی  ارقام کم کنیم. چنان چه حاصل، عددی بود که باقی مانده ی تقسیم آن بر 7 صفر می شد، آن عدد بر 7 قابل قسمت است.

 

مثال:     باقی مانده صفر: 14-=16-2=(8×2)-2 :28

              باقی مانده صفر: 0=10-10=(5×2)-10 :105

              باقی مانده صفر: 7=(8×2)-23 :238       238=(1×2)-240 :2401

 

در عدد 2401 برای این که بدانیم آیا 238 بر 7 بخش پذیر است یا نه دوباره قانون بخش پذیری را انجام دادیم.

اگر باقی مانده غیرصفر بود نیز بر 7 بخش پذیر نخواهد بود.

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم خرداد 1389ساعت 9:7  توسط معصومه حسین بیگی  | 

 

                      

بعضی وقت­ها ساده­ترین جواب کنار دستمون هست ولی این­قدر به دور دست­ها نگاه می­کنیم که آن­را نمی­بینیم!


شرلوك هولمز كارآگاه معروف و معاونش واتسون رفته بودند صحرانوردي و شب هم چادري زدند و زير آن خوابيدند.
نيمه­هاي شب هلمز بيدار شد و آسمان را نگريست. بعد واتسون را بيدار كرد و گفت:
نگاهي به آن بالا بينداز و به من بگو چه مي­بيني؟
واتسون گفت:
ميليون­ها ستاره مي­بينم .
هلمز گفت:
چه نتيجه مي­گيري؟
واتسون گفت:
از لحاظ روحاني نتيجه مي­گيرم كه خداوند بزرگ است و ما چه­قدر در اين دنيا حقيريم.
از لحاظ ستاره­شناسي نتيجه مي­گيريم كه زهره در برج مشتري است، پس بايد اوايل تابستان باشد.
از لحاظ فيزيكي، نتيجه مي­گيريم كه مريخ در موازات قطب است، پس ساعت بايد حدود سه نيمه­شب باشد.
شرلوك هولمز قدري فكر كرد و گفت:
واتسون تو احمقي بيش نيستي. نتيجه اول و مهمي كه بايد بگيري اينست كه چادر ما را دزديده اند!


+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اردیبهشت 1389ساعت 15:24  توسط معصومه حسین بیگی  | 

 

 

می­خواهیم اشاره­ای به نقش زاویه درخلقت بدن و فعالیت­های جسمانی انسان داشته باشیم.

آیا فکر می­کنید تشکیل زاویه­های گوناگون اجزای بدن تصادفی و برحسب اتفاق است؟

به مثال­های زیر توجه کنید:

-    استخوان کتف بدن به صورت مثلثی است که یک زاویه­ی حدود 30 درجه، یک زاویه­ی حدود 60 درجه و زاویه­ی دیگر آن حدود 90 درجه است.

-          استخوان کشکک زانو زاویه­ای حدود 60 درجه دارد.

-          روده­ی بزرگ در ناحیه­ی شکم به صورت مربع و با زاویه­های 90 درجه قرار گرفته است.

-    قلب در ناحیه­ی چپ سینه با زاویه­ای حدود 30 درجه و 60 درجه به طرف پایین نسبت به خط وسط بدن قرار گرفته است.

-    قلب درناحیه­ی چپ سینه با زاویه­ی حدود 30 درجه و 60 درجه به طرف پایین نسبت به خط وسط بدن قرار گرفته است.

-          سر استخوان ران با زاویه­ی 45 درجه به لگن وصل می شود.

-          دنده­ها با زاویه­ی حدود 30 درجه نسبت به خط عرضی بالاتنه به مهره­ها وصل می­شوند.

-          نای با زاویه­ی حدود 30 درجه نسبت به خط وسط بدن وارد شش­ها می­شود.

-          مری به معده تحت زاویه­ی 90 درجه متصل شده است.

در بررسی دقیق موارد یاد شده درمی­یابیم که در خلقت انسان خداوند متعال اجزای گوناگون بدن را درموقعیت و زاویه­ای خاص نسبت به یکدیگر قرار داده است. افزایش استحکام استخوان­بندی، تعادل حرکتی، افزایش قدرت (مانند عملکرد اهرم­ها) حرکت سریع­تر اعضا و اندام­ها، ارتباط بهتر اعضا، تسهیل در انتقال مواد و انعطاف­پذیری، از جمله مواردی هستند که نشان حکمت و تدبیر پروردگار در خلقت انسان دارد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اردیبهشت 1389ساعت 15:11  توسط معصومه حسین بیگی  | 

 

                      

پیشاپیش سال جدید را به تمام شما دانش­آموزان عزیزم و خانواده­ی محترمتان و همکاران گرامی تبریک عرض می­نمایم. امیدوارم سالی بدون نگرانی و با آرامش را آغاز کنید. موفقیت تمام شما عزیزان در سال جدید آرزوی من است.

شعر "بهار را باور کن" فریدون مشیری رو براتون انتخاب کردم هرچند ممکنه تکراری باشه ولی ارزش بار دیگر خوندن رو داره.

 

باز کن پنجره را، که نسیم

روز میلاد اقاقی­ها را جشن می­گیرد

و بهار

روی هر شاخه، کنار هر برگ

شمع روشن کرده­ست.


همه چلچله ها برگشتند
و طراوت را فریاد زدند
کوچه یکپارچه آواز شده­ست
و درخت گیلاس
هدیه­ی جشن اقاقی­ها را
گل به دامن کرده­ست.


باز کن پنجره ها را، ای دوست
هیچ یادت هست
که زمین را عطشی وحشی سوخت؟
برگ­ها پژمردند؟
تشنگی با جگر خاک چه کرد؟

 
هیچ یادت هست؟
توی تاریکی شب­های بلند
سیلی سرما با تاک چه کرد؟
با سر و سینه­ی گل­های سپید
نیمه شب باد غضبناک چه کرد؟
هیچ یادت هست؟


حالیا معجزه باران را باور کن
و سخاوت را در چشم چمن­زار ببین
و محبت را در روح نسیم
که در این کوچه­ی تنگ
 با همین دست تهی
روز میلاد اقاقی­ها را
جشن میگیرد!


خاک جان یافته است
 تو چرا سنگ شدی؟
تو چرا این­همه دلتنگ شدی؟
باز کن پنجره­ها را
               و بهاران را
                        باور کن

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1388ساعت 21:8  توسط معصومه حسین بیگی  | 

 

 

اگر بتوانیم در "هندسه­ی وجودِ" خویش شکل مطلوبی ترسیم کنیم ،ما هم مهندسیم.

اگر به خاصیت "خط"، در متمایز ساختن اشیاء آگاه باشیم،

اگر نقشی را که"نقطه" ایفا می­کند، بدانیم،

اگر دایره­ی تلاش ما بر محور "نقطه­ی ایمان" باشد،

از بی­شکلی رها می­شویم.

مگر نه آن­که روزی چند بار، از آفریدگارمان هدایت به راه "مستقیم" را می­طلبیم؟

 پس چرا در عمل،"کج" می­رویم و در اندیشه، کج می­اندیشیم؟

نقطه­ی مرکزی آرمان­ها و اهداف ما چیست؟

"شعاع" فکرمان تا کجا ها گسترش می­یابد؟

از کدام"زاویه" به زندگی می­نگریم؟

پرگار را هر کس می­تواند دست گیرد، ولی نوک پرگار را بر کدام "نقطه" باید نهاد، تا دایره ای روشن و شکلی پر محتوا رسم کند؟ این، کار هر کس نیست!

ما پرگار کدام نقطه­ی مرکزی هستیم؟ و…. چه خطی می­کشیم و شکل ترسیمی ما چه مفهومی دارد؟

لحظه لحظه­ی عمر ما، همچون نقطه­های به هم پیوسته، خطی پدید می­آورد. با کدام نقطه­ها "خط زندگی" را امتداد می­دهیم؟

بعضی­ها با پرگار انتخابشان، محدوده­ی کوچکی برای گام زدن بر می­گزینند. برخی هم "دایره­ی نظر" را وسعت می بخشند و "زاویه ی دید" را باز می کنند.

 

بر گرفته از کتاب نگاه تا نگاه نوشته­ی جواد محدثی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1388ساعت 21:5  توسط معصومه حسین بیگی  | 

 

پاسخ1:

کافیست آب لیوام دومی را در لیوام پنجمی بریزیم!

به این سوال شیما احمدی کیا و تارای عزیز درست پاسخ دادند. ممنون عزیزانم.

 

 

پاسخ2:

کافی است کودکان را به دو گروه تقسیم کنیم. در یک گروه کودکانی را قرار می­دهیم که یک تومان، 4 تا 6 تومان، 13 تا 25 تومان یا 51 تا 100 تومان دارند و در گروه دیگر کودکانی را که 2 یا 3 تومان یا 26 تا 50 تومان دارند.

به این سوال کسی درست پاسخ نداده.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1388ساعت 21:5  توسط معصومه حسین بیگی  |